X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

وبلاگ حرف

سئو ، مقاله ، تفریحی ، سرگرمی ، آموزش بازاریابی

بی ادبی با گفتن جوک

بی ادبی با گفتن جوک


جوان باهوشی در دیاری بود که پادشاه ظالمی داشت این پادشاه ظالم خیلی بی تربیت بود


و برای تحقیر کردن افرادی که در حضورش بودند جوک بی ادبی تعریف می کرد و همه مجبور بودند


به زور به جوک های بی نمک او بخندند او خیلی خوشگذارن بود و برای اینکه بیشتر به او خوش بگذرد


از جوک گوهای کشور های مختلف کل می انداخت و هر که جوک خفن تری تعریف می کرد و تعداد افراد


بیشتری به او رای می دادند برنده مسابقه بود از این رو این پادشاه هیچ رقیبی در جوک گفتن


نداشت و همه باور کرده بودند که او بهترین جوک گو هست زمانی آن جوان باهوش که کار فروش



چای سبز بود به مزارع شترمرغ سفر می کرد و چای سبز خودر ا با روغن شترمرغ معاوضه می کرد


و پول کمی به دست می آورد اما کفاف زندگی اش را نمی داد تا اینکه متوجه شد ادشاه شهر پول خوبی


برا جوک گویی می دهد و قرار بر این شد که هر کس بتواند جوک بلندتری بگوید برنده است جوک پادشاه


حدود 30 ثانیه طول کشید تعریفش ولی پسرک نوبتش که شد مانند الک دولک که زو می کشند شروع


کرد به گفتن ججججججججججججججججوووووووووکککککککککککک و همه حاضرین او را تحسین کردند


او جوکی گفت ک یک دقیقه به طول انجامید و بابت گفتن این جوک و هوش سرشار پول خوبی به


پسرک دادن و به خوبی و خوشی زندگی اش را آغاز کرد

تاریخ ارسال: جمعه 24 مرداد 1393 ساعت 14:27