X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ حرف

سئو ، مقاله ، تفریحی ، سرگرمی ، آموزش بازاریابی

اشعار فروغ فرخزاد


اشعار فروغ فرخزاد


نگهی گمشده در پرده رؤیائی دور

پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال


اشعار فروغ فرخزاد


چه ره آورد سفر دارم … ای مایه عمر؟

دیدگانس همه از شوق درون پر آشوب


اشعار فروغ فرخزاد


لب گرمی که بر آن خفته به امید و نیاز

بوسه ای داغتر از بوسه خورشید جنوب


اشعار فروغ فرخزاد


ای بسا در پی آن هدیه که زیبنده تست

در دل کوچه و بازار شدم سرگردان


اشعار فروغ فرخزاد


عاقبت رفتم و گفتم که ترا هدیه کنم

پیکری را که در آن شعله کشد شوق نهان


اشعار فروغ فرخزاد


چو در آئینه نگه کردم، دیدم افسوس

جلوه روی مرا هجر تو کاهش بخشید


اشعار فروغ فرخزاد


دست بر دامن خورشید زدم تا بر من

عطش و روشنی و سوزش و تابش بخشید


اشعار فروغ فرخزاد


حالیا … این منم این آتش جانسوز منم

ای امید دل دیوانه اندوه نواز


اشعار فروغ فرخزاد


بازوان را بگشا تا که عیانت سازم

چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد

تاریخ ارسال: شنبه 24 آبان 1393 ساعت 11:40

اشعار فروغ فرخزاد


اشعار فروغ فرخزاد


دست زیبائی دری را می گشاید نرم

می دود در کوچه برق چشم تبداری


اشعار فروغ فرخزاد


کوچه خاموشست و در ظلمت نمی پیچد

بانگ پای رهروی از پشت دیواری


اشعار فروغ فرخزاد


باد از ره می رسد عریان و عطر آلود

خیس، باران می کشد تن بر تن دهلیز


اشعار فروغ فرخزاد


در سکوت خانه می پیچد نفس هاشان

ناله های شوقشان لرزان و وهم انگیز


اشعار فروغ فرخزاد


چشم ها در ظلمت شب خیره بر راهست

جوی می نالد که «آیا کیست دلدارش؟»


اشعار فروغ فرخزاد


شاخه ها نجوا کنان در گوش یکدیگر

«ای دریغا … در کنارش نیست دلدارش»


اشعار فروغ فرخزاد


کوچه خاموشست و در ظلمت نمی پیچد

بانگ پای رهروی از پشت دیوار


اشعار فروغ فرخزاد


می خزد در آسمان خاطری غمگین

نرم نرمک ابر دودآلود پنداری


اشعار فروغ فرخزاد


بر که می خندد فسون چشمش ای افسوس؟

وز کدامین لب لبانش بوسه می جوید؟


اشعار فروغ فرخزاد


پنجه اش در حلقه موی که می لغزد؟

با که در خلوت بمستی قصه می گوید؟


اشعار فروغ فرخزاد


تیرگی ها را بدنبال چه می کاوم؟

پس چرا در انتظارش باز بیدارم؟


اشعار فروغ فرخزاد


در دل مردان کدامین مهر جاوید است؟

نه … دگر هرگز نمی آید بدیدارم


اشعار فروغ فرخزاد


پیکری گم می شود در ظلمت دهلیز

باد در را با صدائی خشک می بندد


اشعار فروغ فرخزاد


مرده ای گوئی درون حفره گوری

بر امیدی سست و بی بنیاد می خندد

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد

تاریخ ارسال: چهارشنبه 7 آبان 1393 ساعت 13:37

اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


با زبان نگه گفته بودم

از من و هرچه در من نهان بود

میرمیدی

میرهیدی


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

میکشیدی

میکشیدی


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظهء تلخ دیدار

سر به سر پوچ دیدم جهان را


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


باد نالید و من گو کردم

خش خش برگهای خزان را

باز خواندی

باز راندی


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

گرچه در پرنیان غمی شوم

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار قشنگ فروغ فرخزاد

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 10 مهر 1393 ساعت 14:08