X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ حرف

سئو ، مقاله ، تفریحی ، سرگرمی ، آموزش بازاریابی

شادی با بالش دالوپ

شادی با بالش دالوپ


من و شهیاد هر دو با هم رفته بودیم اروپا تا تحصیلاتمون رو به نحواحسن به اتمام برسونیم و برای خدمت به مردم کشورمون


برگردیم اما شهیاد کم کم تغییر کرد و گفت من بر نمی گردم نظرش برام مهم نبود چون از ابتدای حضورم تو یک کشور بیگانه


فقط بازگشتن به وطن بودشهیاد خیلی نازمازو بود و مادرش براش بالش دالوپ فرستاده بود تا مبادا گردن درد نگیره و انصافا


بالش خوبی بود که منم گفتم برام فرستادن و مشکلات سر درد و گردن درد بعد از خوابم به کل حل شد برای اینکه تو


امتحانات عقب نیفتم چای سبز می نوشیدم که هوشیاری خوبی بهم می داد شهیاد معلوم نبود کجا میره و کجا میاد


درسش هم روز به روز بدتر می شد تا بالاخره از کالج اخراج شد و راهش برای ولگردی باز تر شده بود منم کاری بهش نداشتم


یعنی وقتش رو نداشتم بخوام به شهیاد فکر کنم اما یه روز جوک برام تعریف کرد که احساس بدی بهم دست داد جوک بی ادبی



و زشت بود اما چون در مرود رفاقت بود به خودم اومدم و متوجه این شدم که نباید شهیاد رو رها کنم تا در لجن فرو بره


بالشت دالوپ رو از روی تخت اوردم پایین و گفتم شهیاد بیا اینجا دراز بکش و تمام مشکلاتت رو یکی یکی برام بگو هر کاری بتونم


برات می کنم بالشت طبی دالوپ رو پرت کرد و گفت برو بمیر تو رفیق نیستی نامرد و عوضی و با هم درگیر شدیم و من دو تا


مشت گذاشتم تو سر شهیاد که زندگی شهیاد رو دگرگون کرد و بعد از اون مغز شهیاد به طرز وحشتناکی قوی شده بود و


همه معادلات چند مجهولی رو بدون فکر حل می کرد از دانشگاه دوباره بورسیه گرفت و بازگشت و الان هم داره درسش رو


می خونه و هیچ وقت نذاشتم خانوادش بفهمن که اون چه بلایی سر خودش داشت می اورد ولی من با مرام خودم نذاشتم


و زندگی ش رو بهش هدیه دادم و اونم برام کلی کادو خرید و از طریق خرید اینترنتی گفت هر چی بخری من پولش رو میدم


چون خانواده شهیاد خیلی مایه دار بودن و خانواده ما در برابر ثروت اونها فقیر حساب می شد و این بود که کلی پول از شهیاد


قرض می گرفتم و بهش پس نمی دادم چون واقعا نداشتم

تاریخ ارسال: یکشنبه 26 مرداد 1393 ساعت 04:17

بی ادبی با گفتن جوک

بی ادبی با گفتن جوک


جوان باهوشی در دیاری بود که پادشاه ظالمی داشت این پادشاه ظالم خیلی بی تربیت بود


و برای تحقیر کردن افرادی که در حضورش بودند جوک بی ادبی تعریف می کرد و همه مجبور بودند


به زور به جوک های بی نمک او بخندند او خیلی خوشگذارن بود و برای اینکه بیشتر به او خوش بگذرد


از جوک گوهای کشور های مختلف کل می انداخت و هر که جوک خفن تری تعریف می کرد و تعداد افراد


بیشتری به او رای می دادند برنده مسابقه بود از این رو این پادشاه هیچ رقیبی در جوک گفتن


نداشت و همه باور کرده بودند که او بهترین جوک گو هست زمانی آن جوان باهوش که کار فروش



چای سبز بود به مزارع شترمرغ سفر می کرد و چای سبز خودر ا با روغن شترمرغ معاوضه می کرد


و پول کمی به دست می آورد اما کفاف زندگی اش را نمی داد تا اینکه متوجه شد ادشاه شهر پول خوبی


برا جوک گویی می دهد و قرار بر این شد که هر کس بتواند جوک بلندتری بگوید برنده است جوک پادشاه


حدود 30 ثانیه طول کشید تعریفش ولی پسرک نوبتش که شد مانند الک دولک که زو می کشند شروع


کرد به گفتن ججججججججججججججججوووووووووکککککککککککک و همه حاضرین او را تحسین کردند


او جوکی گفت ک یک دقیقه به طول انجامید و بابت گفتن این جوک و هوش سرشار پول خوبی به


پسرک دادن و به خوبی و خوشی زندگی اش را آغاز کرد

تاریخ ارسال: جمعه 24 مرداد 1393 ساعت 14:27

خواص چای سبز

خواص چای سبز


این چای که خواص بسیار زیادی دارد یکی از پر مصرف ترین چای ها در جهان می باشد


و تاثیرات شگفت انگیز این محصول بر هیچ کس پوشیده نیست


و به همین دلیل است که قشری که این محصول یعنی چای سبز را شناخته اند



از ان استفاده بیشتری می کنند البته با تبلیغات چای تیما که یک نوع چای سبز است


در تلوزیون کم و بیش همه با این محصول مفید و شگفت انگیز آشنا شده اند توجه داشته باشید


چای سبز برای برخی از افراد مانند زنان باردار و زنان شیرده مفید که نیست


هیچ مضرر هم هست و یک سری افراد نمی توانند در مصرف ان زیاده روی کنند


پس بدون مشوتر با پزشک متخصص هیچ گونه چای سبزی مصرف ننمایید


با وجود خرید اینترنتی سریع دیگر هیچ کس مشکل خرید ندارد


پا نوشت :


زنان باردار می توانند به جای استفاده از چای سبز از صابون بادام بهدیس استفاده کنند


و تمام لک های دوران بارداری خود را از بین ببرند

خواص چای سبز

تاریخ ارسال: یکشنبه 19 مرداد 1393 ساعت 17:30